دامه الیزابت روزموند تیلور 27 فوریه سال 1932 در همستد،یکی از مناطق ثروتمند شمال غرب لندن بدنیا آمد. او دومین فرزند فرانسیس لن تیلور ” 1968 – 1897 ” و سارا ویولا بارمود ” 1994 – 1895 ” بود که اصلیت هر دو آمریکایی و متولد شهر آرکانزاس از ایالت کانزاس بودند. پدرش یک دلال در زمینه هنری و مادرش تا قبل از ازدواج با پدرش به حرفه بازیگری تئاتر مشغول بود. سه سال بیشتر نداشت که پدر و مادرش جهت آموختن باله او را نزد یک استاد باله فرستادند تا اینکه در سال 1939 یعنی دو سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم،پدر و مادر الیزابت تصمیم گرفتند به آمریکا برگردند. 18 سپتامبر سال 1941 قرارداد 6 ماهه ای با شرکت یونیورسال بست که جهت نقش آفرینی کوتاهش در فیلم های تولید یونیورسال هفته ای 100 دلار به عنوان دستمزد به او پرداخت شود. الیزابت از بازی در فیلم لسلی به خانه برمی گردد پله های ترقی و شهرت را یکی پس از دیگری در مدت زمان کوتاهی طی کرد تا اینکه در سال 1959 بخاطر بازی در فیلم باترفیلد 8 و در سال 1966 برای بازی در فیلم چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد. الیزابت تیلور در طول زندگی 8 بار ازدواج کرد که تنها در یک مورد به مرگ همسر و در باقی موارد بخاطر نداشتن تفاهم به طلاق منجر شد.
 

کنراد هلیتون 1951 ژانویه 29  الی 1950 می 6

 

مایکل ویدینگ 1957 ژانویه 26 الی 1952 فوریه 21

 

مایکل تاد 1958 مارس 22 الی 1957 فوریه 2

 

ادی فیشر 1964 مارس 6 الی 1959 می 12

 

ریچارد بارتون بار اول  1974 ژوئن 24 الی 1964 مارس 15  بار دوم 1976 جولای 29 الی 1975 اکتبر 10

 

جان وارنر 1982 7 نوامبر الی 1976 دسامبر 4

 

لاری فورتنسکی 1996 اکتبر 31 الی 1991 اکتبر 6




تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin


 

 


 


 


 


 


 


 


 




تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

کرایگ هایپر؛ نویسنده، محقق، مقاله نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه ای است. در 25 سال گذشته، او با کارهایش به عنوان یک کارشناس حرفه ای موفقیت در حوزه های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش های مهم کتاب های کمکی که تا به حال خوانده ام و تجربه هایی که در زندگی ام داشته ام را به صورت 40 نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هایی که در سطح جهانی فروخته می شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم 40 توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.

--------------------------------------------------

 1) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.

 2) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.

 3) روی راه حل ها تمرکز می کنند.

 4) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.

 5) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 6) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.

 7) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.

 8) سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.

 9) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.

 10) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.

 11) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.

 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.

 13) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

 14) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.

 15) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.

 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.

 17) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

 18) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.

 19) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.

 20) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.

 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.

 22) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.

 23) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.

 24) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.

 25) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

 26) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.

 27) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.

 28) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

 29) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.

 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.

 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.

 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.

 33) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.

 34) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

 35) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.

 36) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

 37) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.

 38) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.

 39) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.

 40) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.




تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

نام دیگر شیث بن آدم، هبة الله است. او فرزند و جانشین حضرت آدم بود.
در روایتی از امام محمد باقر علیه السلام آمده است:
آدم علیه السلام بعد از کشته شدن هابیل، بسیار گریست و به درگاه خداوند شکوه کرد. خداوند به او وعده پسری داد تا جای هابیل را بگیرد. آن‌گاه به او فرزندی عطا کرد که آدم او را شیث نام گذاشت. خداوند به آدم وحی کرد که:«این پسر بخششی است از جانب پروردگارت، پس نام او را «هبة الله» بگذار.» و آدم علیه السلام نیز چنین کرد.
آدم به هنگام وفات، مأمور شد شیث را جانشین و وصّی خود معرفی نماید.
او نیز تمامی فرزندان خود را جمع نمود و شیث را به جانشینی خود منصوب نمود.
در روایات آمده که آدم علیه السلام به شیث سفارش کرد که علم و مقام خود را از قابیل پنهان دارد، مبادا که به وی نیز حسد ورزد و همانند هابیل او را نیز به قتل رساند. از این جهت شیث پیوسته در هراس و در حال تقیه به سر می‌برد.
خداوند تعالی شیث را به پیامبری برگزید و پنجاه صحیفه بر وی نازل کرد تا به وسیله آنها مردم زمان خود را که همگی از نوه‌ها و نوادگان آدم ابوالبشر علیه السلام بودند به توحید و یگانگی خدا دعوت نماید.
می‌گویند حضرت شیث علیه السلام 912 سال زندگی کرد. محل تبلیغ وی مکه معظمه بود و مطالب صحیفه‌ها را که دلایل خداشناسی، فرایض و احکام و سنن و حدود الهی بود برای فرزندان آدم می‌خواند.
وی سرانجام در مکه درگذشت و در کوه ابوقبیس به خاک سپرده شد.



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

> www.Kocholo.org <  عكسهاي بيشتر> كليك كنيد < سايت عاشقانه و عكس كوچولو



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

حضرت نوح علیه السلام نخستین پیامبر اولوالعزم بود که خداوند او را با کتاب و شریعت مبعوث فرمود. شریعت و کتاب او نخستین شریعت و کتابی بود که مشتمل بر قوانین و احکام الهی بوده است. حضرت نوح دومین پدر نسل کنونی انسان است و بجز آدم و ادریس که قبل از او بودند، نسبت سایر پیغمبران الهی به او منتهی می‌گردد. نام همسر وی «والیه» و گناه او این بود که در نزد قوم خود، نوح علیه السلام را مجنون معرفی کرد.
نام پسران او حام و سام و یافث و نام پسر گناهکارش که در هنگام طوفان نوح غرق شد، کنعان بود.
به تصریح قرآن کریم، حضرت نوح علیه السلام به مدت 950 سال قومش را به خداپرستی دعوت کرد. او اولین پیامبری است که در زمانش عذاب طوفان بر منکران و مشرکان فرود آمد.
 

تصویر: کشتی حضرت نوح بر فراز کوه جودی
 

 



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

لوط نام معروف لوط پيامبر (ع) است به معني وابستگي به دل و جان.[1] منظور از قوم لوط، قبائلي است كه در زمان او در شهري به نام «سلام» زندگي مي‌كردند، در قرآن به اين شهر و سه شهر اطرافش «مؤتكفات» گفته شده است،[2]مؤتكفات به معني شهرهاي زيرو رو شده می­باشد که عبارتند از: «عموره» «صوغر»‌ و «صبوييم».[3]

  از شنيع‌ترين اعمال اين قوم، لواط بوده و به گفته قرآن اولين قومي بودند
 كه اين عمل زشت بينشان شايع گشت:
«مَا سَبَقَكُم بِها مِن اَحَدٍ مِنَ العَالَمين»[4]
«هيچ يك از جهانيان، پيش از شما آن را انجام نداده بوده است»

لوط و دخترانش



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

 




تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

 



 




تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin

 

مقدمه:
چهار (موجود) مقدس از قدیمی‌ترین باورهای مذهبی به شمار می‌روند، در واقع این‌ها همان نیروهای نخستین بزرگی هستند که از قادر مطلق ناشی می‌شوند.
آنان در ابتدا در سرتاسر عالم نظم را از بی‌نظمی پدید آوردند و فرمان گرفتند تا عالم و حیات در آن را بیافرینند. وقتی که آفرینش به اتمام رسید آن‌ها عهده‌دار عالم مادی شدند و امروزه عالم و کل حیات مادی توسط این نیروها کنترل می‌شود.
مردم باستان برای این نیروها احترام ویژ‌ه‌ای قائل بودند و از همان ابتدا نمادهای مختلفی را برای چهار مقدس به وجود آوردند.
همچنین مردمان فرهنگ‌های گوناگون نام‌های فراوانی به آن‌ها نسبت دادند: چهار یگانه‌ی بزرگ، چهار یگانه‌ی توانمند، چهار فرمانروای بزرگ، چهار مهاراجه بزرگ، چهار سازنده‌ی بزرگ، چهار معمار بزرگ، چهار هندسه‌دان بزرگ، چهار حامی بزرگ. و امروزه نیز آن‌ها را به نام مجریان فرامین آفریدگار، چهار فرشته نگهبان یا چهار فرشته مقرب می‌خوانیم.
عقیده بر این است که این حامیان، در چهار گوشه زمین به منظور آموزش چهار جهات اصلی به بشر باستان قرار گرفتند.

 



ادامه مطلب...
تاریخ: پنج‌شنبه 04 دی 1404
ارسال توسط shin
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران